صبح روزی پشت در می آید و من نیستم / قصه ی دنیا به سر می آید و من نیستم میثم امانی

صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم / تا به کی در غم تو ناله شبگیر کنم حافظ

صبر بر جور رقیب چه کنم گر نکنم؟ / همه دانند که در صحبت گل خاری هست سعدی

صبر بر درد، نه از همت مردانه ی ماست / درد از او، صبر از او، همت مردانه از اوست مصاحبی نائینی

صبر تلخ آمد و لیکن عاقبت / میوه ی شیرین دهد پر منفعت مولوی

صبر و ظفر دوستان قدیمند / بر اثر صبر نوبت ظفر آید حافظ

صد حیف که ما پیران جهان دیده نبودیم / روزی که رسیدیم به ایام جوانی واعظ قزوینی

صد خانه اگر به طاعت آباد کنی / زان به نبود که خاطری شاد کنی سمنانی

صد هزاران کعبه را دیدم به خلوتگاه دل / عشق را نازم که بر رویم در دل باز کرد منیر لاهوری

صراف سخن باش و سخن بیش مگو / چیزی که نپرسند تو از پیش مگو سعدی

صفایی ندارد ارسطو شدن / خوشا پر گشودن، پرستو شدن سید حسن حسینی

صورت نبست در دل ما کینه ی کسی / آیینه هر چه دید فراموش می کند سلیم تهرانی

صلاح کار کجا و من خراب کجا / ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا حافظ

صوفی بیا که ینه صافی ست جام / تا بنگری صفای می لعل فام را حافظ

صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را / که سر به کوه و بیابان تو داده ای ما را حافظ

صبر کن حافظ به سختی روز و شب / عاقبت روزی بیابی کام را حافظ

صبح دولت می دمد کو جام همچون آفتاب / فرصتی زین به کجا یابم بده جام شراب حافظ

صبا ز حال دل تنگ ما چه شرح دهد / که چون شکنج ورق های غنچه تو بر توست حافظ

صاحب دیوان ما گویا نمیداند حساب / کاندرین طغرانش حسبه لله نیست حافظ