پرتو عمر چراغی ست که در بزم وجود / به نسیم مژه بر هم زدنی، خاموش است سایر مشهدی

پدرم گفت و چه خوش گفت که در مکتب عشق/ هر کسی لایق آن نیست که بردار شود شالبافان

پرخاش که از هر دهنی تلخ چو زهر است / چون از لب شیرین تو افتاد شکر شد ابوالحسن ورزی

پدر، آن تیشه که بر خاک تو زد دست اجل / شیشه ای بود که شد باعث ویرانی من پروین اعتصامی

پروانه صفت دیده به او دوخته بودم / وقتی که خبر دار شدم سوخته بودم عاشق اصفهانی

پروانه به یک سوختن آزاد شد از شمع / بیچاره دل ماست که در سوز و گدازست وصال شیرازی

پرواز من به بال و پر توست، زینهار / مشکن مرا که میشکنی بال خویش را صائب شیرازی

پروانه سوخت، شمع فرو مرد، شب گذشت / ای وای من که قصه ی دل ناتمام ماند مهدی سهیلی

پیری به رخ ما خط از آن روی کشیده است / تا خوانی از این خط که ز دنیا چه کشیدم امیری فیروزکوهی

پیوستگی به حق ز دو عالم بریدن است / دیدار دوست، هستی خود را ندیدن است بیدل دهلوی