آخرین نوشته ها
خانه / شگفتی های خلقت / تعریف فکر

تعریف فکر

بسم الله الرحمن الرحیم 

تعریف فکر

فکر یکی از اعمال ذهنی بشر و شگف انگیزترین آنها است.

ذهن، اعمال چندی انجام میدهد. ما در اینجا فهرست وار آنها را بیان میکنیم تا عمل فکر کردن روشن شود و تعریف فکر مفهوم مشخصی در ذهن ما بیاید.

۱- اول عمل ذهن تصویر پذیری از دنیای خارج است. ذهن از راه حواس با اشیاء خارجی ارتباط پیدا میکند و صورتهائی از آنها نزد خود گرد میآورد. حالت ذهن از لحاظ این عمل حالت یک دوربین عکاسی است که صورتها را بر روی یک فیلم منعکس میکند. فرض کنید ما تاکنون به اصفهان نرفته بودیم و برای اولین بار رفیتم و بناهای تاریخی آنجا را مشاهده کردیم، از مشاهده آنها یک سلسله تصویرها در ذهن ما نقش میبندد. ذهن ما در این کار خود صرفا « منفعل» است یعنیعمل ذهن از این نظر صرفا « قبول» و « پذیرش» است.

۲- پس از آنکه از راه حواس، صورتهائی در حافظه خود گرد آوردیم، ذهن ما بیکار نمینشیند، یعنی کارش صرفا انبار کردن صورتها نیست، بلکه صورتهای نگهداری شده را به مناسبتهائی از قرارگاه پنهان ذهن به صحفه آشکار خود ظاهر مینماید نام این عمل یادآوری است، یادآوری بی حساب نیست، گوئی خاطرات ذهن ما مانند حلقه های زنجیر به یکدیگر بسته شده اند، یک حلقه که بیرون کشیده میشود پشت سرش حلقه دیگر، و پشت سر آن، حلقه دیگر ظاهر میشود و به اصطلاح علماء روانشناسی، معانی یکدیگر را « تداعی» میکند. شنیده اید که میگویند: الکلام یجر الکلام، سخن از سخن بشکافد، این همان تداعی معانی و تسلسل خواطر است.

پس ذهن ما علاوه بر صورت گیری و نقش پذیری که صرفا «انفعال» است و علاوه بر حفظ و گرد آوری، از « فعالیت» هم برخوردار است، و آن این است که صور جمع شده را طبق یک سلسله قوانین معین که در روانشناسی بیان شده است به یاد میآورد. عمل « تداعی معانی» روی صورتهای موجود جمع شده صورت میگیرد بدون آنکه دخل و تصرفی و کم و زیادی صورت گیرد.

۳- عمل سوم ذهن تجزیه و ترکیب است. ذهن علاوه بر دو عمل فوق یک کار دیگر هم انجام میدهد و آن اینکه یک صورت خاص را که از خارج گرفته تجزیه میکند، یعنی آن را به چند جزه تقسیم و تحلیل میکند، در صورتی که در خارج به هیچ وجه تجزیه ای وجود نداشته است. تجزیه های ذهن چند گونه است. گاهی یک صورت را به چند صورت تجزیه میکند، و گاهی یک صورت را به چند معنی تجزیه میکند. تجزیه یک صورت به چند صورت، مانند اینکه یک اندام که دارای مجموعی از اجزاء است، ذهن در ظرفیت خود آن اجزاء را از یکدیگر جدا میکند و احیانا با چیز دیگر پیوند میزند. تجزیه یک صورت به چند معنی مثل آنجا که خط را میخواهد تعریف کند که به کمیت متصل دارای یک بعد، تعریف میکند : کمیت، اتصال، بعد واحد. و حال آنکه در خارج سه چیز وجود ندارد، و گاهی هم ترکیب میکند، آنهم انواعی دارد، یک نوع آن این که چند صورت را با یکدیگر پیوند میدهد مثل اینکه اسبی با چهره انسان تصویر میکند. سر و کار فیلسوف با تجزیه و تحلیل و ترکیب معانی است، سر و کار شاعر یا نقاش با تجزیه و ترکیب صورتها است.

۴- تجرید و تعمیم. عمل دیگر ذهن این است که صورتهای ذهنی جزئی را که بوسیله حواس دریافت کرده است، تجرید میکند یعنی چند چیز را که در خارج همیشه با هم اند، و ذهن هم آنها را با یکدیگر دریافت کرده، از یکدیگر تفکیک میکند. مثلا عدد را همواره در یک معدود و همراه یک شیء مادی دریافت میکند، ولی بعد آن را تجرید و تفکیک میکند. بطوری که اعداد را مجزا از معدود تصور مینماید. از عمل تجرید بالاتر عمل تعمیم است.

تعمیم یعنی اینکه ذهن صورتهای دریافت شده جزئی را در داخل خود بصورت مفاهیم کلی در می آورد مثلا از راه حواس، افرادی از قبیل زید و عمرو و احمد و حسن و محمود را میبیند ولی بعدا ذهن از اینها همه یک مفهوم کلی و عام میسازد به نام « انسان».

بدیهی است که ذهن هیچگاه انسان کلی را بوسیله یکی از حواس ادراک نمیکند بلکه پس از ادراک انسانهای جزئی یعنی حسن و محمود و احمد، یکی صورت عام و کلی از همه آنها بدست میدهد.

ذهن در عمل تجزیه و ترکیب، و همچنین در عمل تجرید و تعمیم روی فرآورده های حواس دخل و تصرف میکند، گاهی به صورت تجزیه و ترکیب و گاهی بصورت تجرید و تعمیم.

۵- عمل پنجم ذهن همان است که مقصود اصلی ما بیان آن است، یعنی تفکر و استدلال که عبارت است از مربوط کردن چند امر معلوم و دانسته برای کشف یک امر مجهول و ندانسته. در حقیقت فکر کردن نوعی ازدواج و تولد و تناسل در میان اندیشه هاست. به عبارت دیگر: تفکر نوعی سرمایه گذاری اندیشه است برای تحصیل سود و اضافه کردن بر سرمایه اصلی، عمل تفکر خود نوعی ترکیب است اما ترکیب زاینده و منتج بر خلاف ترکیبهای شاعرانه و خیالبافانه که عقیم و نازا است.

این مسئله است که باید در بار ارزش قیاس مورد بحث قرار گیرد که آیا واقعا ذهن ما قادر است از طریق ترکیب و مزدوج ساختن معلومات خویش به معلوم جدیدی دست بیابد و مجهولی را از این راه تبدیل به معلوم کند یا خیر، بلکه یگانه راه کسب معلومات و تبدیل مجهول به معلوم آن است که از طریق ارتباط مستقیم با دنیای خارج بر سرمایه معلومات خویش بیفزاید، از طریق مربوط کردن معلومات را درون ذهن نمیتوان به معلوم جدیدی دست یافت.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*